محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

372

آثار عجم ( فارسى )

در بيان قلاع « 1 » مذكوره ( 5 ) گفتيم [ كه ] در صحراى مرودشت ، دو قلعه از كوه طبيعى است و يك قلعه در ابرج « 2 » كه آن نيز كوه طبيعى است كه در صحراى مذكور ، از دور نمايش دارد ؛ كه آنها را سه گنبدان مىنامند و آن سه قلعه ، از دور چنان مىنمايد كه گويا آنها را خرّاطى كرده‌اند . تفصيل آنها : قلعهء شكسته : نسبت به قلعه‌هاى ديگر ، قريبتر است به تخت جمشيد ؛ يعنى مقدار 2 فرسنگ تقريبا دور از تخت است و اين قلعه ، بسيار متين و محكم و باشكوه است ؛ ولى در متانت ، كمتر از قلعهء استخر است - كه مذكور خواهد شد - و بر بالاى آن ، آثار عمارت و سدّه و سنگر مشاهده مىشود و چشمه‌اى نيز در آنجاست كه قليل آبى از آنجا جارى است و اين قلعه در طرف مشرق قلعهء استخر لا حقّ الذّكر واقع گرديده [ است ] . قلعهء استخر : اين قلعه را بعض از اهل تاريخ ، « قلعهء ماران » خوانده‌اند و آن در طرف شمال قلعهء شكستهء مذكوره است . در متانتش اين بس است كه كسى را دسترس بر فراز آن نيست مگر اشخاصى كه « كمررو » « 3 » هستند و اگر هم كسى بر آن برآمده باشد ، البتّه دست از جان شسته ؛ پس به هزار زحمت و مشقّت خود را بدانجا رسانيده . گويند چون جمشيد بناى شهر استخر را تجديد كرده و عمارت نموده ، در قلعهء مذكور نيز بنيانى نهاده و تالابى هم در آنجا ساخته بوده ؛ و به ساليان دراز ؛ خراب و نابود گرديده ؛ پس در روزگار فرمانروايى امير عضد الدّولهء ديلمى ، تالابى در آن قلعه ، به فرمودهء وى ساختند و عمارات بسيار نيز در آنجا [ 222 f ] بنياد نهادند كه آثارش اكنون باقى است . [ تالاب ] : تفصيل تالاب اين است كه آن قلعه ، درّه و شعبى « 4 » داشته كه ممرّ سيل باران بوده . امير مذكور فرموده ، سدّى استوار پيش آن شعب برآورده‌اند و بركه‌اى ساخته‌اند . گويند در آن ، سنگ و قير و موم و چاروب به كار برده‌اند و چنان محكم و استوار است كه قطره‌اى آب

--> ( 1 ) . به كسر اوّل ، جمع قلعه است . ( 2 ) . به فتحين ، بلوكى است همه كوهستان ، در فارس ؛ سردسير است . و بيانش عن قريب در متن خواهد آمد . ( 3 ) . معنيش گذشت . ( 4 ) . به كسر اوّل ، راهى است كه در كوه باشد .